140. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:12
خودت باید دیده باشی تا بفهمی که اینکه با حتا دیدن، یا حتا با فکر کردن به یکی قلبت و معدهت! منقبض شن یعنی چی.
141. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:12
- با خودم که فکر میکنم، میبینم که من از همون اولم دوستت داشتم.- همون اول یعنی کِی؟- یعنی همون وقتی که فکرشم نمیکردی دوستت داشته باشم. یا حتا فکرشم نمیکردی که مهم باشه اینکه دارم یا ندارم.- من ولی... از همون اول دوستت نداشتم. فکرشم نمیکردم که بتونم داشته باشم یه روز.- یعنی... این اتفاق اولین بار و آخ...
142. Easy as a kiss, we'll find an answer - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:12
142. Easy as a kiss, we'll find an answer من هیچوقت از Aaron خوشم نیامده. خیلی ها برایش غش و ضعف میکنند و با آهنگهایش حالشان عوض میشود و ...، من اما همیشه ارون را یک دروغگوی متقلب تصور کردهام (نمیدانم چرا). او برای من مرد بور و قد بلندیست که موهای بلند بور کمی فر دارد و بعضی وقتها سربند میبندد. لباس...
143. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:12
میگفت فصلِ "رابطه" واسه تو اینه که درِ سالن اصلی مغزتو باز کنی رو طرفت. نظرتو بهش بگی؛ راجع به خودش، راجع به خودت، راجع به اتفاقا، راجع به دنیا، راجع به همه چی. میگفت واسه تو، این چیزیه که هیچ دوستی نرمالِ صمیمی ای دلیل کافی ای نیست واسش.گفتم فصلِ رابطه، س ک س نیست مگه؟ اون چی پس؟خندید گفت نه، اون و...
144. روحت دو قسمت شد، میان ما ترک خوردی. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:12
.تا به حال، چقدر جدی به "تخریب" فکر کردهای؟ اصلاً فکرش را کردهای؟ فکر اینکه تمام این دنیا را دادهاند دست انسان تا بسازدش، در حالی که هیچکس جز او نمیتوانست تا این حد به همه چیز گند بزند. همه چیز اشتباه است، در حالی که میتوانسته نباشد. همه چیز از ما و بر ماست.یک قاشق غذا میخورم و به صفحه تلویزیون زل م...
131. کلمهٔ «ابد» فقط بعضی جا ها معنا میدهد. - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:03
... مخصوصاً اونجا که سینا ساعی میخونه: دیواری که بین ماس بسه، واسه تا همیشه. [لبخند استهزاء آمیز حضار]
122. آی عشق، چهرهی آبیت پیدا نیست. - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
همین که تو میدانی برندهای، حتا قبل اینکه بررسی کنیم که چقدر حقیقت دارد، تو را شش امتیاز از من جلو میاندازد.همین که میدانم چیزهایی دارم که میشود ازشان علیه تو استفاده کرد اما این کار را نمیکنم، تو را جلو میاندازد. همین که از من میپرسی که بمانی یا نه؟ و من یک طوری نگاهت میکنم که انگار، که ا
123. الفتی داشته با این دل شب... - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
آقا.بیمعرفتتر از این حرف هاییم که همیشه همینطور باشد؛ اما این شب ها یک طور دیگری دلمان با شماست. لالم. به خدا حرف از شما که بشود لالم. کاش میتوانستم چیزی از شما بگویم، طوری از شما بگویم، که یک هزارم حق مطلب را ادا کند. آقا. ما سراسر بدی و گناهیم. عشق و ارادت به شما اما، تا ابد از بزرگ ترین منت
124. لَئن لَم تَنْتَهِ لأَرْجُمَنّك واهجُرني مَلیّاً... - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
یک صحنهای بعضی وقتها میآید جلوی چشمم. انگار که با نوعی کشف و شهود تصاویری از آینده ببینم.یک زمانی است که من هنوز جوانم، اما دیگر جا افتاده شدهام. خانه دارم، خانواده دارم، حتا بچه دارم.زنگ در خانهام را میزنند. باز میکنم. شوکه میشوم وقتی تو را میبینم. چندین سال است که ندیدمت. چندین سال است که
125. عام بیاید، خاص کنیدش / خام بیاید، هم بپزیدش - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
تا همین اواخر ته تمام ایمیل هام بهش مینوشتم : «با کلی عشق؛ نگین» [خندهٔ تلخ حضار] چه کردیم ما با خودمون؟
126. پست مدرنیته. - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
نمیدانم هنوز، اینکه به تو «نه» نمیگویم، به خاطر این است که من از گفتنش ناتوانم، یا تو هرگز جوابی از من نخواستهای، یا اساساً سؤالی پرسیده نشده است.
127. اگر خود روز را گوید شب است این / بباید گفت آنک ماه و پروین - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
تعریف میکرد برام که وقتی بچه بوده دوست داشته اسمش چی باشه. گفت «هر چی جز ‹پروین›».خب اسمت قشنگ ترین اسم دنیاست بابا پروین خانم! برچسبها: الهی که قربونش برم
128. بیدار خوابی - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
«یادته بهت گفتم زن اگه قلابی باشه از مرد هم بدتره؟ زدی تو گوشم. عجب خری بودی دیوونه. زدی دیگه پکر شدم نگفتم یعنی تو قلابی نیستی. میخوام باهات بشینم تو اتوبوس تا شمال حرف نزنم.» ...
129. کاین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
یکی از معیارهای پذیرفته شدهٔ هرزگی در سطح بینالمللی این است که با چند نفر همزمان بتوانی لاس بزنی، قبل از اینکه احساس هرزگی بکنی.
130. بعضیها اساساً جنسشان خوب است. - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:49
130. بعضیها اساساً جنسشان خوب است. یه دختر کوچولو رو دیدیم توی پارک. نشسته بود روی نیمکت. مادر و خواهرش هم ایستاده بودن کنارش.چشمهاش سبز بود. با موهای روشن نسبتاً کوتاه که جلوش رو با سنجاق بالا نگه داشته بودن. پیراهن صورتی تنش بود، با جوراب شلواری سفید، با کفشهای عروسکی. یه کیف کوچیک هم گرفته بو
112. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
هی خودمو دعوا میکنم،هی خودمو دعوا میکنم، هی خودمو دعوا میکنم؛ تهش یهو مث یه بچه کوچولوی لوس که یه داد سرش میزنن، پقی میزنم زیر گریه. پشیمون نمیشم از دعوا کردنام. دیگهام عصبانی نمیمونم ولی. با تعجب و افسوس زل میزنم به کودک درونم.
113. Every now and then I fall apart. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
احساس میکنم یه وسیلهام براش. یه وسیلهی ماوراءالطبیعی که واسه اون آدم ساخته شده و توش، تمام پاداش ها و مجازات ها و عذاب های اون آدم در جریان زندگیش ریخته شده و طبق برنامه ریزی قبلی، من فقط وظیفه مه که در زمان مناسب ارائهشون بدم.من بعد یه مدت دیگه هیچی رو توضیح نمیدم، فقط عکسالعمل نشون میدم. من بعد یه...
114. تلخ مکن امید من، ای شکر سپید من/ تا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من.. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
وقتی تو تلخی میکنی و از دستم میروی، دیگر هیچ چیز برایم باقی نمیماند. دنیا تیرهگی میکند، دنیا تلخی میکند.وقتی تو انقدر ساده و تلخ از دست من میروی، خواب هم از من فرار میکند. (شاید میآید پیش تو.) من اما تنها چیزی که میگویم شب بخیر است. تلخ ترین و خستهترین و تنها ترین شب بخیرِ دنیا. "You need a nurse ra...
115. #تا_۱۴۰۰_با_روحانی - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
یک وحشت غریبی تمام جانم را گرفته. این آقای ریشوی عمامه مشکی با آن چشم های تهدیدکننده اش، تحریم را دوست دارد. جنگ را دوست دارد. دشمنی را دوست دارد. اعدام های کیلویی را دوست دارد. همین آقا، حالا این شانس را دارد که رییس جمهور کشور من شود. نمی دانم، اما شاید بشود که جلوی این فاجعه را بگیریم. شاید بشو
116. فراموش نمیکنیم. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
کی بود تا صبح بیدار بودیم، یادت میاد؟سیگار پشت سیگار از استرس زیادشاید حبسه سرنوشتمون توو صندوقشاید فرجی بشه، معجزهای در بیاد ش.ن. / سال خون