۱۱۷. تایتانیک. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
یک روز هم میآیم سراغت. دورخیز میکنم، شیرجه میزنم تویت، و بی آنکه تقلایی برای نجات یافتن بکنم، آرزوی غرق شدنم را میکنم. غرق شدن توی تو.برچسبها: مخاطب هایی که دوست ندارم شما بدانیدشان
118. ازینجا به بعد یه طوری سخته که بگی آسون بود تا اینجاش... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
«ﺁﺷﯿﺦ ﺣﺴﻦ ﺣﺮﻓﯽ ﺩﺍﺭﻡ،ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ...».آقای رئیس جمهور!جسارت نباشد، اما یک چیزهایی هستند که من بهتر از شما میدانم. چون این چند وقته، با چشمان خودم دیدهام و حس کردمشان.من و دوستانم، تازه اول جوانی مان است. یک طور عجیبی بزرگ شدهایم. شاید بعضاً بیاعتماد بار آمدیم.اما آقای رئیس جمهور!من تک تک
119. آن چشمها که آخر بدمستیِ من است. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
۱. چشمهایش یک طوری نگاهم میکنند که انگار تمام رازهای هستی نزدش به امانت گذاشته شده و رسالت هر لحظهی او هم این است که از آن ها محافظت کند و هر آن انگار زیر بار این مسئولیت نزدیک است که از هم بپاشد. تعجب نمیکنم اگر یک روز ببینم که سر در چاه کرده و فریاد میزند. تعجب نمیکنم... ۲. چشمانش با زاویه
120. برگرد که در فراق تو چشم امیدوار / چون گوش روزهدار بر اللهاکبر است - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
«عزیزِدلِ من» را ببین که چطور از اینکه «اسطوره» صدایش کنم عصبانیت میکند. این روزها خوب میتوانیم با هم کورسِ آشفتگی بگذاریمو البته که من برنده، و تو بازنده ی متانت و تودار بودن همیشگیات خواهی بود. برچسبها: مخاطب هایی که دوست ندارم شما بدانیدشان
121. ترس از اینکه چقدر تنها هستیم، ناشناس هستیم. - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 2:01
Like fire weeping from a cedar tree Know that my love would bu with me Or live ete ally