تو که زود از پیش من میروی، چیزی برای صبحانه خوردن پیدا نمیکنم
تو که زود از پیش من میروی، دیرم میشود
تو که زود از پیش من میروی، هیچ ماشینی حاضر نیست مرا تا مترو ببرد
تو که زود از پیش من میروی، محض اینکه به ایستگاه میرسم مترو بسته میشود و میرود
تو که زود از پیش من میروی، جایی برای نشستن در قطار پیدا نمیکنم
تو که زود از پیش من میروی، سرم درد میکند
تو که زود از پیش من میروی، حتا آهنگ هایم هم سردردم را بیشتر میکنند
تو که زود از پیش من میروی، مترو فسفس میکند
تو که زود از پیش من میروی، کلاس حقوق اساسی را به موقع نمیرسم
تو که زود از پیش من میروی، استاد زود رسیده حضور و غیاب کرده و روی نظم حساس است
تو که زود از پیش من میروی، سرمای وحشتناکی میخورم و به این زودی ها هم خوب نمیشوم.
زیان داشتن نبودنت تبیین شد یا..؟
برچسب:
نویسنده: شیوا حیدریان